تاریخ انتشار : سه شنبه 5 فروردین 1404 - 11:52
کد خبر : 15912

اینجا کسی برای ساختن کارخانه عجله ندارد

در کوچه و خیابان، همه از دلار حرف می‌زنند. در دنیای صنعت، همه از بی‌ثباتی گلایه دارند.

به گزارش رخداد پرس،در دنیای صنعت، همه از بی‌ثباتی گلایه دارند. آمارها می‌گوید در دهه نود، نرخ بازگشت سرمایه در صنعت ایران طولانی‌تر و نامطمئن‌تر از هر زمان دیگری شده است.

در مقابل، بازارهای موازی شامل ارز، مسکن، و حتی طلا سودهای آنی و بی‌دردسر می‌دهند.

سعید حسنی با طعنه می‌گوید:« چرا باید پولم را قفل کنم در یک کارخانه که بعد از ۱۰ سال شاید سود بدهد؟ وقتی می‌توانم با یک معامله دلار، همین امروز پول بسازم».

سود کجا بیشتر است؟

گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس نشان می‌دهد در سال‌های اخیر، نرخ بازگشت سرمایه در صنعت بین ۱۰ تا ۱۲ درصد بوده. در بازار مسکن، این عدد گاهی به ۳۰ درصد رسیده. در بازار ارز، حتی بیشتر.

ریسک در صنعت بالا است. قوانین مدام تغییر می‌کنند. یک شب تعرفه بالا می‌رود. صبح دیگر قیمت‌گذاری دستوری سر می‌رسد. اما در بازار ارز؟ فقط باید گوش شما به صرافی‌ها باشد.

چرا این فرار رخ می‌دهد؟

دکتر لیلا عباسی، اقتصاددان، معتقد است دلیل اصلی این مهاجرت سرمایه، ناامنی اقتصادی است. «کسی برای سرمایه‌اش امنیت نمی‌بیند. قوانین غیرقابل پیش‌بینی هستند. سیاست‌های مالیاتی متغیرند. دولت هر روز در کار صنایع دخالت می‌کند».

سرمایه، موجودی ترسو است. به اولین نقطه امن می‌گریزد. امروز، آن نقطه امن نه کارخانه‌ها هستند، نه خط تولید. بلکه برج‌های لوکس تهران و حساب‌های دلاری در دوبی.

قیمت دلار، دماسنج اعتماد

هر بار که خبری از تحریم یا بحران می‌آید، دلار می‌تازد. این رفتار نشان می‌دهد مردم و سرمایه‌گذاران دیگر به پایداری اقتصاد داخلی اعتماد ندارند. برایشان راحت‌تر است که پولشان را به دارایی‌های نقدشونده و بی‌دردسر تبدیل کنند.

صنعت تنها مانده است

وقتی سرمایه به جای چرخ تولید، در پیچ و خم بازارهای مالی می‌چرخد، نتیجه آن چیزی نیست جز رکود صنعتی.

کارگاه‌ها کوچک‌تر می‌شوند. خطوط تولید به حداقل می‌رسند. سرمایه‌ای که می‌توانست موتور توسعه باشد، حالا در ملک و ارز پارک شده است.

راه نجات چیست؟

کارشناسان یکصدا می‌گویند: امنیت اقتصادی. قوانین پایدار. سیاست‌های پیش‌بینی‌پذیر. مشوق‌های مالیاتی برای سرمایه‌گذاری تولیدی. و مهم‌تر از همه، اعتمادسازی.

دکتر عباسی می‌گوید :«وقتی سرمایه‌گذار مطمئن باشد که امروز و فردا غافلگیر نمی‌شود، وقتی بداند نرخ بهره، تعرفه‌ها و مقررات دست‌کاری نمی‌شود، خودش به سمت صنعت می‌آید».

این امر مستلزم تعیین متغیرهای کلان اقتصاد از سوی دولت است.

یک تصمیم در راه است

آیا دولت می‌خواهد این روند را معکوس کند؟ یا همچنان اجازه خواهد داد که سرمایه‌ها، صنعت را پشت سر بگذارند و در بازارهای سوداگرانه پرسه بزنند؟ سرمایه‌گذاران منتظرند. و آن‌ها صبر زیادی ندارند.