تناقض در رفتار ترامپ و تحقیر مضاعف رضا پهلوی

به گزارش رخداد پرس، در پی حوادث تروریستی اخیر در ایران، بازی دوگانه دونالد ترامپ و ناامیدی آشکار رضا پهلوی از جلب حمایت کامل واشنگتن، تصویر واضحی از محاسبات سرد و تحقیرآمیز سیاست خارجی آمریکا و درماندگی یک مدعی سلطنت را به نمایش میگذارد.
نقش متغیر ترامپ: از حمایت تا اظهار تردید
– خوش خدمتی پهلوی: رضا پهلوی در بیش از دو هفته گذشته، بارها در رسانههای آمریکایی از ترامپ خواسته است تا به طور مستقیم از معترضان در ایران حمایت و مداخله کند.
– خودشیفتگی و وعدههای مبهم: ترامپ در واکنش، پیامهایی حاوی وعدههای حمایتی مبهم مانند «کمک در راه است» و هشدار به حکومت ایران منتشر کرده است، اما هنگام توضیح گفته: «خودتان باید بفهمید یعنی چه».
این رویکرد که بازی با کلمات و حفظ ابهام را نشان میدهد، بیش از آنکه تعهد واقعی باشد، انعکاسدهنده تمایل او به قرار گرفتن در کانون توجه و نمایش قدرت است.
– تحقیر مستقیم: علیرغم تمامی درخواستهای پهلوی، ترامپ بهصراحت دیدار رسمی با او را در شرایط فعلی نامناسب دانسته و توانایی رهبری او را زیر سوال برده است. او در جدیدترین اظهارات خود گفته: «رضا پهلوی به نظر آدم محترمی میآید. اما نمیدانم در کشور خودش چطور عمل میکند… نمیدانم کشورش رهبری او را میپذیرد یا نه». این عبارات نشان میدهد حتی پس از اینهمه اظهار تمایل و تملق، پهلوی در محاسبات ترامپ به عنوان یک بازیگر سیاسی جدی و دارای پایگاه داخلی قابل اتکا لحاظ نمیشود.
ناامیدی پهلوی: تلاش برای سوءاستفاده از خودشیفتگی ترامپ
رضا پهلوی، که حتی در میان طیفهای دیگر اپوزیسیون نیز به دلیل سطح فکری و فقدان برنامهای مشخص مورد تمسخر قرار میگیرد، در حرکتی ناامیدانه سعی کرده از تمایل آشکار ترامپ به دریافت جایزه صلح نوبل سوءاستفاده کند.
او با خطاب قرار دادن ترامپ به عنوان «آدم صلحطلب»، تلاش کرد تا این تمایل شخصی او را تحریک و وی را ترغیب به حمله به ایران کند. این محاسبه کودکانه نه تنها نتیجهای نداده، بلکه پاسخ تحقیرآمیز ترامپ او را در موضعی ضعیفتر قرار داده است.
تناقض در رفتار ترامپ و تحقیر مضاعف رضا پهلوی
رضا پهلوی در بیش از دو هفته گذشته، بارها در رسانههای آمریکایی از ترامپ خواسته است تا به طور مستقیم از معترضان در ایران حمایت و مداخله کند.
گروه فارس پلاس: در پی حوادث تروریستی اخیر در ایران، بازی دوگانه دونالد ترامپ و ناامیدی آشکار رضا پهلوی از جلب حمایت کامل واشنگتن، تصویر واضحی از محاسبات سرد و تحقیرآمیز سیاست خارجی آمریکا و درماندگی یک مدعی سلطنت را به نمایش میگذارد.
نقش متغیر ترامپ: از حمایت تا اظهار تردید
– خوش خدمتی پهلوی: رضا پهلوی در بیش از دو هفته گذشته، بارها در رسانههای آمریکایی از ترامپ خواسته است تا به طور مستقیم از معترضان در ایران حمایت و مداخله کند.
– خودشیفتگی و وعدههای مبهم: ترامپ در واکنش، پیامهایی حاوی وعدههای حمایتی مبهم مانند «کمک در راه است» و هشدار به حکومت ایران منتشر کرده است، اما هنگام توضیح گفته: «خودتان باید بفهمید یعنی چه».
این رویکرد که بازی با کلمات و حفظ ابهام را نشان میدهد، بیش از آنکه تعهد واقعی باشد، انعکاسدهنده تمایل او به قرار گرفتن در کانون توجه و نمایش قدرت است.
– تحقیر مستقیم: علیرغم تمامی درخواستهای پهلوی، ترامپ بهصراحت دیدار رسمی با او را در شرایط فعلی نامناسب دانسته و توانایی رهبری او را زیر سوال برده است. او در جدیدترین اظهارات خود گفته: «رضا پهلوی به نظر آدم محترمی میآید. اما نمیدانم در کشور خودش چطور عمل میکند… نمیدانم کشورش رهبری او را میپذیرد یا نه». این عبارات نشان میدهد حتی پس از اینهمه اظهار تمایل و تملق، پهلوی در محاسبات ترامپ به عنوان یک بازیگر سیاسی جدی و دارای پایگاه داخلی قابل اتکا لحاظ نمیشود.
ناامیدی پهلوی: تلاش برای سوءاستفاده از خودشیفتگی ترامپ
رضا پهلوی، که حتی در میان طیفهای دیگر اپوزیسیون نیز به دلیل سطح فکری و فقدان برنامهای مشخص مورد تمسخر قرار میگیرد، در حرکتی ناامیدانه سعی کرده از تمایل آشکار ترامپ به دریافت جایزه صلح نوبل سوءاستفاده کند.
او با خطاب قرار دادن ترامپ به عنوان «آدم صلحطلب»، تلاش کرد تا این تمایل شخصی او را تحریک و وی را ترغیب به حمله به ایران کند. این محاسبه کودکانه نه تنها نتیجهای نداده، بلکه پاسخ تحقیرآمیز ترامپ او را در موضعی ضعیفتر قرار داده است.
تحولات اخیر به وضوح نشان میدهد که محور اصلی برای رژیم ترامپ، منافع و نمایش قدرت شخصی خود اوست، نه سرنوشت مدعیانی مانند رضا پهلوی. پهلوی با تصوری واهی از نفوذ خود و با تمسک به چربزبانی در برابر خودشیفتگی ترامپ، تلاش کرد تا نقش واسطه و رهبری برای منافع آمریکا را ایفا کند، اما پاسخ صریح و تحقیرآمیز ترامپ که در آن حتی حاضر نشد حمایت کامل خود را پشت سر پهلوی قرار دهد، این توهم را در هم شکست.
این رویداد درس دیگری است بر اینکه اپوزیسیون وابسته و فاقد پایگاه مردمی واقعی، حتی زمانی که خود را مطیع کامل اربابان غربی میکند، در نهایت تنها یک مهره مصرفی و قابل قربانی در بازی بزرگ آنان باقی میماند.