مریلا زارعی؛ مادری که در دل تاریخ نفس میکشد
به گزارش رخداد پرس، هر بازیگری با نقشی شناخته میشود، نقشی که اگر نزدیک به شخصیتش نباشد، شکل نخواهد گرفت.
مریلا زارعی در قاب سینما میآید و میرود اما هر بار در محدوهای مشخص که گویی انتخاب او است، شاید اگر استانیسلاوسکی که معتقد به همراهی ذهن و نقش بازیگر است، بود و میدید زارعی را یک شخصیت تاریخی میانگاشت که مادری را به خوبی بلد است.
وقتی مریلا زارعی را در قاب سینما میبینیم، چهرهاش، صدایش، نگاهش، همه چیز او شبیه زنانی است که در دل تاریخ ایستادهاند؛ زنانی که یا مادر بودهاند، یا سیاستمدار، یا هر دو. حالا او در نقش یوکابد، مادر حضرت موسی(ع)، بار دیگر این حقیقت را به رخ کشیده که اگر قرار باشد زنی، مادر تاریخ باشد، مریلا زارعی انتخاب درستی است.
مادرانگیهایی که از دل رنج متولد میشوند
مادر بودن در سینما، چیزی فراتر از به آغوش کشیدن یک کودک یا زمزمه کردن لالایی است. مادران زارعی، زنانی هستند که در دل بحران، در طوفان حوادث، مادر بودن را معنا میکنند.
الفت در شیار ۱۴۳، مادری است که سالها چشمانتظار فرزندش میماند. او نامههای پسرش را یکی یکی میخواند، لباسهایش را بو میکشد، به آسمان خیره میشود و منتظر خبری از جبهه است. اما وقتی خبر واقعی از راه میرسد، انگار تمام دنیا روی سرش آوار میشود. زارعی در این نقش، مادران جنگزدهای را تصویر کرد که میان امید و ترس، میان ایمان و دلهره، دست و پا میزنند.
اما مادران زارعی همیشه در دل جنگ نیستند. گاهی در دل بحرانهای اجتماعیاند. شهره در درباره الی، زنی است که زندگی آرام و مرفهی دارد، اما ناگهان در یک سفر دوستانه، همهچیز به هم میریزد. اضطراب او، استیصالش، دستپاچگیاش، همه آن چیزی است که هر مادری در لحظهای از زندگی تجربه کرده است.
از مادران افسانهای تا مادران تاریخ
اما این تنها نیمی از قصه است. مریلا زارعی، فقط مادرِ قصههای معاصر نیست؛ او مادرِ تاریخ است. زنانی که او بازی کرده، در بطن رویدادهای بزرگ ایستادهاند و سرنوشت را در دستانشان گرفتهاند.
یوکابد، مادری که مجبور میشود فرزندش را درون صندوقی بگذارد و به دست امواج نیل بسپارد، نمونهای از همین مادران است. در «موسی کلیمالله»، وقتی زارعی در لحظهای که موسی را به آب میسپارد، نگاهش را از او برنمیدارد، انگار سالها درد و رنج مادران تاریخ را در آن نگاه جمع کرده است.
اما این اولین سفر او به دل تاریخ نیست. اموهب در زمان شوریدگی، گلناز در ولایت عشق، فروغالزمان در کلاهپهلوی، و مهدعلیا در جیران، هر کدام نشان دادهاند که زارعی چطور میتواند زنانی را به تصویر بکشد که در نقطه عطف تاریخ ایستادهاند.
مهدعلیا، مادر ناصرالدینشاه، زنی است که در پشت پرده قدرت، نخهای سیاست را در دست دارد. او باهوش است، خطرناک است، و برای حفظ جایگاهش از هیچچیز دریغ نمیکند. زارعی در این نقش، چهرهای از یک مادر را نشان داد که برخلاف یوکابد، پسرش را به آب نمیسپارد، بلکه او را در آغوش میگیرد و به او میآموزد که چطور بر جهان حکومت کند.
راز زارعی در جانبخشی به مادران تاریخ
راز مریلا زارعی در این است که او فقط بازی نمیکند، او زندگی میکند. مادران او واقعیاند، انگار سالها با آنها زیسته است. او در هر نقش، چنان عمیق فرو میرود که گویی از دل تاریخ بیرون آمده تا قصهشان را برای ما روایت کند.
او میتواند مادری باشد که در سکوت، شبها اشک میریزد، یا زنی که دربار را با سیاستهای خود اداره میکند. او میتواند زنی باشد که از عشق فرزندش میسوزد، یا مادری که برای آینده او میجنگد.
پایانبندی؛ مادری که تمام نمیشود
حالا که زارعی بار دیگر با یوکابد روی پرده سینماست، تماشاگران میدانند که قرار است شاهد روایت زنی باشند که هم در رنج مادران جنگدیده، هم در استیصال مادران نگران، و هم در قدرت زنان تاریخ، چیزی برای گفتن دارد.
مریلا زارعی نهفقط یک بازیگر، که یک مادر در دل تاریخ است. زنی که از گذشته تا امروز، نقشهایی را زندگی کرده که تا سالها در ذهنها باقی خواهد ماند.